برابرهای واژه بی حیاء به پارسی
جستن واژهای دیگربی حیاء
برابرهای پارسی
بیشرم، پررو، دریده، گستاخ
واژه «بی حیاء» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «بیشرم، پررو، دریده، گستاخ» میباشد.
به جای «بی حیاء» بگوییم «بیشرم، پررو، دریده، گستاخ»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
بیشرم
بگو آن دو بیشرم ناپاک را
چنان دان که بیشرم و بسیارگوی
به نزدیک اومرد بیشرم خوار
خردمند بیشرم خواند مرا
گستاخ
که مهمان گستاخ بهتر به فال
زبان کرد گستاخ و دل کرد تنگ
بدو گفت گستاخ بامن بگوی
بدان تا تو گستاخ باشی بدوی
چو گستاخ شد دست با گنج او
دریده
دریده برو چرم و برگشته کار
دریده درفش و نگونسار کوس
دریده درفش و نگونسار کوس
دریده برو جامه و خسته بر
دریده همه جامه دل کرده ریش
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: گِنال